انواع اسکیس
انواع اسکیس
اما اسکیس در معماری (حداقل در زبان فارسی) به معنای دیگری نیز به کار می رود، و آن طراحی کوتاه مدت معماری است. در این معنا یک پروژه ی معماری در مدت زمان محدود (مثلاً 4 ساعت یا یک روز) از ابتدا تا انتها پیش می رود. در این حالت طراح با داده های اولیه و با کمک تجربه ی خویش و استفاده از خلاقیت خود در زمان کم به صورت مسأله پاسخی کلی (با جزئیات محدود) و سریع می دهد.
به عقیده ی برخی مدرسین معماری این فرآیند بهترین روش برای آغاز یک پروژه ی معماری است. در واقع از آن به عنوان پایلوت طرح اصلی یاد می کنند، که در آن صورت سؤال یک بار از ابتدا تا انتها بررسی می شود تا طراح بتواند برای پیش برد طرح اصلی از پتانسیل ها و نقاط قوتی که در این پایلوت با آن روبه رو شده است استفاده کند.
گاهی اوقات از این روش (طراحی یک پروژه ی معماری در زمان محدود) برای ارزیابی توان طراحی یک معمار استفاده می شود؛ مانند اتفاقی که در کنکور کارشناسی ارشد معماری یا منظر می افتد. در این مورد خاص اسکیس و پرزانته بسیار به هم نزدیک می شوند و حتی گاهی ناآگاهانه به جای هم استفاده می شوند.
اما این مسأله ی معماری در اسکیس می تواند فقط یک ساختمان یا یکی از اجزای آن نباشد.
حتی می تواند به ظاهر ربط چندانی به معماری نداشته باشد؛ مانند ساخت یک پل از جنس مقوا، یا ایجاد یک حجم با موضوعی انتزاعی و یا حتی فراتر از آن یک بشقاب سالاد باشد.
در همه ی این موارد چیزی که مشترک است خلاقیت، زمان کوتاه و جواب سریع با رعایت کلیات است.
در اینجا با این که با یک پروژه¬ی معماری به معنای مصطلح آن روبرو نیستیم اما با مسأله ی اصلی معماری یعنی خلاقیت مواجهیم. این نوع اسکیس که می توان آن را اسکیس غیر معماری نامید هدفی جز پرورش قدرت خلق ایده و تصمیم گیری سریع در رابطه با آن را ندارد.
تفاوت عمده ی دیگر این نوع اسکیس با انواع دیگر سه بعدی بودن آن می باشد؛ در واقع در این اسکیس ما با ایده ی ساخته شده مواجهیم و فقط طرح نمی بینیم که باید آن را تصور کنیم، با خود جواب روبه رو می¬ شویم.
فارغ از نظرات موافقین و مخالفین، فراوانی استفاده از این روش آخر در مدارس معماری معتبر دنیا (هر چند از آن به عنوان اسکیس نام نمی برند) نشان دهنده ی برتری نسبی این ایده می باشد. هرچند در کشور ما مدارس و مدرسین معماری اغلب با این روش بیگانه اند
اما اسکیس در معماری (حداقل در زبان فارسی) به معنای دیگری نیز به کار می رود، و آن طراحی کوتاه مدت معماری است. در این معنا یک پروژه ی معماری در مدت زمان محدود (مثلاً 4 ساعت یا یک روز) از ابتدا تا انتها پیش می رود. در این حالت طراح با داده های اولیه و با کمک تجربه ی خویش و استفاده از خلاقیت خود در زمان کم به صورت مسأله پاسخی کلی (با جزئیات محدود) و سریع می دهد.
به عقیده ی برخی مدرسین معماری این فرآیند بهترین روش برای آغاز یک پروژه ی معماری است. در واقع از آن به عنوان پایلوت طرح اصلی یاد می کنند، که در آن صورت سؤال یک بار از ابتدا تا انتها بررسی می شود تا طراح بتواند برای پیش برد طرح اصلی از پتانسیل ها و نقاط قوتی که در این پایلوت با آن روبه رو شده است استفاده کند.
گاهی اوقات از این روش (طراحی یک پروژه ی معماری در زمان محدود) برای ارزیابی توان طراحی یک معمار استفاده می شود؛ مانند اتفاقی که در کنکور کارشناسی ارشد معماری یا منظر می افتد. در این مورد خاص اسکیس و پرزانته بسیار به هم نزدیک می شوند و حتی گاهی ناآگاهانه به جای هم استفاده می شوند.
اما این مسأله ی معماری در اسکیس می تواند فقط یک ساختمان یا یکی از اجزای آن نباشد.
حتی می تواند به ظاهر ربط چندانی به معماری نداشته باشد؛ مانند ساخت یک پل از جنس مقوا، یا ایجاد یک حجم با موضوعی انتزاعی و یا حتی فراتر از آن یک بشقاب سالاد باشد.
در همه ی این موارد چیزی که مشترک است خلاقیت، زمان کوتاه و جواب سریع با رعایت کلیات است.
در اینجا با این که با یک پروژه¬ی معماری به معنای مصطلح آن روبرو نیستیم اما با مسأله ی اصلی معماری یعنی خلاقیت مواجهیم. این نوع اسکیس که می توان آن را اسکیس غیر معماری نامید هدفی جز پرورش قدرت خلق ایده و تصمیم گیری سریع در رابطه با آن را ندارد.
تفاوت عمده ی دیگر این نوع اسکیس با انواع دیگر سه بعدی بودن آن می باشد؛ در واقع در این اسکیس ما با ایده ی ساخته شده مواجهیم و فقط طرح نمی بینیم که باید آن را تصور کنیم، با خود جواب روبه رو می¬ شویم.
فارغ از نظرات موافقین و مخالفین، فراوانی استفاده از این روش آخر در مدارس معماری معتبر دنیا (هر چند از آن به عنوان اسکیس نام نمی برند) نشان دهنده ی برتری نسبی این ایده می باشد. هرچند در کشور ما مدارس و مدرسین معماری اغلب با این روش بیگانه اند
+ نوشته شده در 15 Dec 2013 ساعت 23:41 توسط قويدل
|